چای روزگار
یاد روزی افتادم که باهم در کنار هم 
چای می خوردیم
گل بر سر یک دیگر می ریختیم
روزهارا می گذراندیم در کنار یک دیگر
اما چه شد که رفتی و سالهاست که همان چای و گل ها سر جایشان هستند و دست نخورده اند

+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۲۴ ساعت توسط امین سنائی
|
این وبلاگ مختص عاشقان است